wiredrew معنی فارسی مفتول کردن بشکل سيم دراوردن زيادباريک شدن در زيادطول دادن يادرازکردن واژههای دیگر با معنی «مفتول کردن» wiredraw مفتول کردن، بشکل سيم دراوردن، زيادباريک شدن در