wise saw معنی فارسی ضرب المثل واژههای دیگر با معنی «ضرب المثل» byword عبرت، ضرب المثل، کنيه adage مثل، ضرب المثل proverbial ضرب المثلي، ضرب المثل شده، مشهور proverb مثل، عبرت، ضرب المثل gnome سخن موجز، پند، گفته اخلافي anecdote حکايت، قصه ء کوتاه، امثال