wool-fell معنی فارسی پوستين واژههای دیگر با معنی «پوستين» fur coat پوستين (خز) pelisse خرقه زنانه، پوستين، بالاپوش بچگانه furriery خزفروشي، پوستين فروشي، جامه خز fur خز، جامه خزدار، پوستين sheepskin ميشن، ميشين، پوستين furrier خزفروش، پوست فروش، پوستين فروش furriness خزفروش، پوست فروش، پوستين فروش bearskin پوست خرس، کلاهي از پوست خرس.، ساخته شده از پوست يا خز خرس