work schedule معنی فارسی برنامه کار واژههای دیگر با معنی «برنامه کار» program verification عمل اثبات صحت کار يک برنامه داده شده program flowchart روند نماي برنامه، نمودار گردش کار برنامه، نمودار گردشي برنامه steering committee کميته رهبري، کميته مامور تهيه برنامه کار يک مجلس يا مجمع. timetable گاه فهرست، صورت اوقات، برنامه ساعات کار syllabi خلاصه مفيد، رئوس مطالب، برنامه (ساعات کار) syllabus خلاصه مفيد، رئوس مطالب، برنامه (ساعات کار) blueprint نوعي چاپ عکاسي که زمينه ان ابي ونقش ان، سفيد است، چاپ اوزاليدکه براي کپيه نقشه DPMI حروف اختصاري عبارت DOS Potected Mode، Interface (به مفهوم رابط حالت حفاظت شده DOS)، يک spooler برنامه يا دستگاه جانبي که به کامپيوتر، اجازه مي دهد تا به هنگام انجام کار ديگر، نسخه چاپي روي چاپگر توليد کند p-system سيستم عامل ريزکامپيوتري با امتياز اساسي، که برنامه هاي نوشته شده براي آن روي، محدوده گسترده اي از ماشينهاي گوناگون