دیکشنری فارسی

worthful

معنی فارسی

پر اهميت باارزش شايسته مستحق سزاوار گرانبها قيمتي.

ریشه و کاربرد

Adjective

Full of worth; valuable, meritorious.

ریشه

From worth +‎ -ful.

مثال

  • This is a worthful investment.
  • She is a worthful addition to our team.
  • This is a worthful book to read.

ترکیب‌های رایج

Worthful investment Worthful addition Worthful contribution

واژه‌های دیگر با معنی «پر اهميت»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن