دیکشنری فارسی

wreathed

UKriːðd

معنی فارسی

بشکل حلقه دراوردن حلقه کردن درست کردن چين دارکردن

ریشه و کاربرد

Verb

Past tense of wreathe.

ریشه

From Middle English wrethen, from Old English writhan.

مثال

  • She wreathed her hair with flowers.
  • The smoke wreathed up to the sky.
  • The vine had wreathed around the tree.

ترکیب‌های رایج

Wreathed around Wreathed in Wreathed with

واژه‌های دیگر با معنی «بشکل حلقه دراوردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن