wrong side of a cloth معنی فارسی پشت پارچه واژههای دیگر با معنی «پشت پارچه» hammock-chair صندلي راحتي تاشوکه پشت ان پارچه ايست muslin يکجور پارچه پشت نما که از آن جامه هاي زنانه، درست مي کنند، مشمش