wronging
UKrɔŋiŋ
معنی فارسی
نا درست نا صحيح غلط مغلوط اشتباه مخالف اخلاق بي حق اشتباه کرده
نا درست نا صحيح غلط مغلوط اشتباه مخالف اخلاق بي حق اشتباه کرده
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن