دیکشنری فارسی

yawed

UKjɔːd

معنی فارسی

انحراف کشتي از جاده خود ،

از جاده خود منحرف شدن

ریشه و کاربرد

Verb

Past tense of yaw. Deviated from a direct course, swerved.

ریشه

Late Middle English, probably of Low German or Dutch origin.

مثال

  • The plane yawed due to the strong winds.
  • The car yawed on the icy road.
  • The boat yawed in the rough sea.

ترکیب‌های رایج

Yawed plane Yawed car Yawed boat

واژه‌های دیگر با معنی «انحراف کشتي از جاده خود»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن