دیکشنری فارسی

zamindar

معنی فارسی

زمين دار، ملاک

مامور دريافت ماليات زمين،

تحصيلدار ماليات اراضي

(zemindar) (فارسي رايج درهند) مالکين زمين ،

زميندار

معنی کامل و مثال‌ها

/zǝ mēn´där´/n.

(از ریشه‌ی فارسی‌- سابقا در هند)

زمین دار، ملاک

مامور دریافت مالیات زمین، تحصیلدار مالیات اراضی

واژه‌های دیگر با معنی «زمين دار»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن