zeroed US'zıərəud معنی فارسی صفر هيچ واژههای دیگر با معنی «صفر» zero صفر، هيچ، مبداء cypher صفر، رمزکردن، حروف يامهر رمزي cipher صفر، حروف يامهر رمزي zero deflection سمت صفر، سمت مبداء zero elasticity کشش صفر، بدون کشش zero conductor سيم صفر، سيم نول zero bit بيت صفر zero-beat زنه صفر zeorize صفر کردن، پرکردن فضاي خالي حافظه با صفر absolute zaro صفر مطلق