zinc dust معنی فارسی گرد روي واژههای دیگر با معنی «گرد روي» ring straked داراي خطوط گرد در روي بدن، مخطط ring streaked داراي خطوط گرد در روي بدن، مخطط flour ارد، گرد، اردپاشيدن (روي)