zoogenous معنی فارسی بچه زا بچه گذار زاينده زايا واژههای دیگر با معنی «بچه زا» zoogenic بچه زا، بچه گذار، زاينده guppy ماهي گول بچه زا، ماهي ابنوس. viviparous مولود، بچه زا، بچه گذار parturient زائو، بچه زا، باراور