zygose معنی فارسی آميخته وابسته به لقاح وابسته به گشنيدگي واژههای دیگر با معنی «آميخته» mixed آميخته، مخلوط، قاطي mixed gas گاز آميخته، گاز مخلوط cold mix آميخته سرد compo هرچيز آميخته mixed tides کشندهاي آميخته mixed mode experssion عبارت آميخته ياب deep-laid آميخته به زيرکي يا حيله، نهاني، موذيانه oxyhydrogen اکسيژن آميخته به ايدروژن orgiastic آميخته به عياشي و ميگساري orgy آميخته به عياشي و ميگساري