آب رفتن معنی انگلیسی draw واژههای انگلیسی با این معنی immersion proof وسيله ضد رطوبت يا نفوذ آب، وسيله ضد فرو رفتن در آب ricochet کمانه (گلوله توپ)، پله پله رفتن (سنگ در روي آب) submerse در آب فرو بردن، زير آب کردن، غوطه دادن touchdown تماس هواپيما با زمين، سينه مال رفتن هواپيما، در عمليات آب خاکي پياده شدن اولين wade به آب زدن، به سختي رفتن، پياده رفتن از ford گدار، گذار، گذر کردن از (بوسيله راه رفتن)