آب و تاب معنی انگلیسی embroidery expression واژههای انگلیسی با این معنی magniloquent پر آب و تاب، با طنطنه، غلنبه نوي tumidly به طور متورم يا آماسيده، با آب و تاب tumidity باد کردگي، تورم، آب و تاب tumidness باد کردگي، تورم، آب و تاب bravura اظهار شجاعت و دلاوري، روحيه مطمئن وامرانه .، قطعه ي پر آب و تاب که برا turgidity باد کردگي، آماس، ورم lustrously بطور براق، با رونق، با جلا lustrous براق، جلادار، صيقلي turgid باد کرده، آماسيده، غلنبه stilted سوار چوب پا، بالا ايستاده، بلند loftier بلند، بزرگ، بلند پايه loftiest بلند، بزرگ، بلند پايه lofty بلند، بزرگ، بلند پايه ambage ابهام گويي، دوپهلوگويي، پيچ و خم.