آبگوشت معنی انگلیسی soup stock واژههای انگلیسی با این معنی brewis آبگوشت، آش broth آبگوشت primeral borth آبگوشت اوليه stockpot ديگ آبگوشت پزي، ديگ گوشاب، ديگ يا ظرف حاوي هر گونه آميزه cullis مجرا - شوربا - آبگوشت loblolly آش، آبگوشت غليظ، گل زار julienne ابگوشتي که سبزي يا خلال هويج دران بريزند، آبگوشت سبزيجات، باريک باريک بريدن marmite ديزي، ديگ سفالين، آبگوشت soup شوربا، لعابدار، آبگوشت burgoo شورباي جو، حريره ي جو، آبگوشت پر ادويه و سبزيدار