آذوقه معنی انگلیسی larder provision purveyance rations واژههای انگلیسی با این معنی victualage تهيه آذوقه، غذا و خوار و بار caterer آذوقه رسان، سورسات چي cater چهار (در ورق يا طاس)، سورسات تهيه کردن، آذوقه رساندن butlery آبدارخانه، خوراک خانه، جاي فروش آذوقه ونوشابه victuals خوراک، غذا، خوار و بار forage عليق، علف، تلاش provision تهيه، تدارک، شرط