آشپز معنی انگلیسی chef cook domestic واژههای انگلیسی با این معنی cook آشپز، خوراک پز cook's mate کمک آشپز، شاگرد آشپز man cook آشپز مرد، مرد آشپز cookie (زن) آشپز، کلوچه، کليچه aregular cook آشپز حسابي، آشپز رسمي areal cook يک آشپز حسابي mess steward رئيس رسد غذاخوري، سرآشپز، آشپز