آشیانه معنی انگلیسی nest واژههای انگلیسی با این معنی nest آشيانه، آشيان، لانه hangar deck پل آشيانه aerie آشيانه دال، آشيانه عقاب، آشيانه مرغان شکاري nestling جوجه آشيانه، جوجه اي که هنوزنمي تواندآشيانه رارهاکند، کودک pillbox آشيانه بتوني، سنگر بتوني، جعبه قرص nested loop حلقه آشيانه اي، حلقه تو در تو، حلقه لانه اي pensile birds پرندگاني که آشيانه آويخته ميسازند nerd يک آماتور کامپيوتر، آشيانه، لانه کردن nesting level سطح تو در تويي، سطح آشيانه اي، سطح لانه اي boathouse قايق خانه، آشيانه ي قايق، ناوگاه nide جوجه هاي قرقاول، آشيانه قرقاول bird's nest قسمت عقبي قرقره ماهيگيري، حرکت آشيانه پرنده روي دارحلقه aerodrome ميدان طياره، فرودگاه، آشيانه طيارات airdrome ميدان طياره، فرودگاه، آشيانه طيارات build ساختن، بناکردن، درست کردن