آفریده معنی انگلیسی creature واژههای انگلیسی با این معنی pygmalionism آفريده پرستي created آفريده - مخلوق oaf بچه ناقص يا کج آفريده، بچه سبک مغز، بچه جني oafishly بچه ناقص يا کج آفريده، بچه سبک مغز، بچه جني oafishness بچه ناقص يا کج آفريده، بچه سبک مغز، بچه جني creature آفريده - مخلوق - حيوان زبان بسته - جانور -، روزي خوار miscreation بد خلقت، کج آفريده، بد ترکيب misshapen بد شکل، ناقص الخلقه، کج آفريده moon calf خل مادر زاد، احمق، آدم کج آفريده deformed بد شکل، از شکل افتاده، کج ساخته