آن چیزی را که معنی انگلیسی what واژههای انگلیسی با این معنی fescue چوب کوچکي که آموزگار چيزي را با آن، بکودکان نشان ميدهد doodlebug ليسه ي برخي آسيابانکها، هر اسباب من درآوردي که با آن بخواهند جاي، چيزي را در زيرزمين پيدا کنند tantalization آزار کردن (کسي بدينسان که او را به چيزي، اميدوار به وصال آن نزديک کنند)، آزردن tantalize آزار کردن (کسي بدينسان که او را به چيزي، اميدوار به وصال آن نزديک کنند)، آزردن volumenometer آلتي که به وسيله آن با استفاده از قانون، .....حجم چيزي را مي سنجند rue raddy تسمه يا طنابي که از روي شانه گذرانيده چيزي، را با آن مي کشند