آور
معنی انگلیسی
belief
واژههای انگلیسی با این معنی
- vomitive قي آور، مقي، برگرداننده
- vomitoryt قي آور، داروي قي آور، در اروپا مدخل تماشاخانه
- opprobrious ننگ آور، مايه رسوايي، زشت
- lamentable رقت آور، اسفناک، تاسف آور
- resistant تاب آور، بامقاومت، مقاومت کننده
- resistent تاب آور، بامقاومت، مقاومت کننده
- oviferous تخم آور، تخم بر، تخم دار
- ombudsman داد آور، فريادرس مردم
- lachrymator اشک آور، ماده اشک آور
- lacrimator اشک آور، ماده اشک آور
- argentiferous سيم آور، نقره دار
- ligniferous چوب آور، چوب دار
- ovoviviparous تخم آور، تخم گذار
- nectariferous شهد آور، شهدي
- detractory خفت آور
- laniferous پشم آور
- ridiculous خنده آور، مايه خنده، مضحک
- malign زيان آور، خطر ناک، ردي
- wonderful شگفت آور، شگفت انگيز، عجيب
- overwhelming فشار آور، مقاومت ناپذير، سخت
- wondrous شگفت آور، بطور شگفت انگيز، عجيب
- pernicious زيان آور، مضر، مخرب
- nauseous تهوع آور، قي آور، مهوع
- narcitic خواب آور، مخدر، داروي مخدر