آویز
معنی انگلیسی
hanging overhang slack tassel
واژههای انگلیسی با این معنی
- pendant آويز، زيور آويخته، حلقه و دسته کوک ساعت
- pendently آويز، زيور آويخته، حلقه و دسته کوک ساعت
- crystal pendant آويز
- lemniscus آويز پي
- leptopel آب آويز
- catting pendant بند آويز، بند آويز لنگر
- fixture wire سيم آويز
- grab rope طناب آويز، طناب مخصوص آويزان شدن از ناو (دريايي)
- hatrack کلاه آويز، چنگک کلاه، جاکلاهي
- combination fixture آويز مرکب
- coat hook قلاب رخت آويز
- hanging rod ميله رخت آويز
- strappado تسمه ي مچ آويز، مچ آويز سازي
- adjustable ceiling fixture آويز سقفي متحرک
- catenary suspension آويز انداري زنجيره اي
- liripipe دنباله ي دراز کلاه يا گردن آويز
- Aubusson وابسته به مليله دوزي و فرشهاي ديوار آويز، ساخته شده در ناحيه ي ابوسون
- Gobelin پرده ي قاليچه نماي ساخت گوبلن، ديوار آويز ساخت گوبلن، همانند ديوار آويز
- lap دامن، نرمه گوش، آويز
- lappet دامن، نرمه گوش، آويز
- mask نقاب، روبند، رخ آويز
- lattice suspension bridge پل آويزشي مشبک، پل تعليق مشبک، پل آويز مشبک
- lobe بخش پهن و گرد که از چيزي پيش آمده يا بدان، آويخته باشد، آويختگي
- eardrop قطره گوش، گوشواره .، گوشواره