آگاه کردن معنی انگلیسی acquaint advise apprise apprize awaken disabuse enlighten inform notify tell warn واژههای انگلیسی با این معنی warn آگاه کردن، آگاهانيدن، خبر دادن wist آگاه کردن، شناساندن، دانستن acquaint آشنا ساختن، آگاه کردن، مطلع کردن admonish نصيحت کردن، پند دادن، آگاه کردن