اجماع معنی انگلیسی consensus واژههای انگلیسی با این معنی researched consensus اجماع محصل narrated consensus اجماع منقول assemblage جمع آوري، اجماع، انجمن aggregation گرد آمدگي، اجماع، اجتماع copula رابطه، عضو رابط اجماع copulae رابطه، عضو رابط اجماع copular رابطه، عضو رابط اجماع copulatively رابطه، عضو رابط اجماع congregation جماعت، دسته، گروه aggregate جمع کردن (يا شدن)، بالغ شدن بر، سر زدن به aggregator جمع کردن (يا شدن)، بالغ شدن بر، سر زدن به