احضار
معنی انگلیسی
call recall summons
واژههای انگلیسی با این معنی
- convocation احضار، دعوت، جمع آوري
- annunciator زنگ احضار
- drop annunciator زنگ احضار
- evocable قابل احضار، احضارکردني، بازخواندني
- function invocation احضار تابع.
- arraignment احضار بمحکمه، تعقيب، اتهام
- call to quarters شيپور احضار.
- annunciator wire سيم زنگ احضار
- summoner احضار کننده .
- gravity drop زنگ احضار وزني
- automatic annunciator زنگ احضار خودکار
- venire faciac حکم احضار به محکمه
- arraign احضار نمودن (بمحکمه)، تعقيب کردن، متهم کردن
- ouija board لوح احضار (در فراروانشناسي)
- have up به دادگاه بردن يا احضار کردن
- adjutant's call احضار يکانها به منظور انجام تشريفات
- double click احضار يک فرمان توسط دکمه دستگاه MOUSE
- habeas corpus حکم احضار شخص توقيف شده به دادگاه براي، بازجويي
- necromancer کسيکه بوسيله ارتباط با مردگان يا احضار آنها، پيشگويي ميکند، جادو
- evocation نقل بدادگاه بالاتر، احضار روح
- muster فراخواندن، احضار کردن، جمع آوري کردن
- summon فراخواندن، احضار کردن، خواندن
- mediumistic وابسته به يا همانند کسي که ارواح مردگان را، احضار ميکند
- warning sign علامت اخطار، علامت احضار