اختراعی معنی انگلیسی made-up واژههای انگلیسی با این معنی inventional اختراعي franklin stove بخاري اختراعي فرانکلين. aningenious artisan افزار مندي که هوش اختراعي دارد، صنعتگر کاردان يا باهوش patent right حق انحصاري ثبت شده براي بهره مندشدن از، اختراعي forgetive اختراع کننده، اختراعي، داراي هوش اختراع inventive اختراع کننده، اختراعي، داراي هوش اختراع letters patent نامه گشاده يا فرماني که از طرف شاه يادولت، بصاحب اختراعي داده شود new marxism مارکسيسم نوين، مکتب اختراعي "ژرژ سورل " که عمدتا" بر، تحريک افکار زحمتکشان به انقلاب متکي است excogitative انديشه اي، فکري، اختراعي Frankenstein رمان فرانکناشتاين و نام شخصيت اصلي اين، رمان، هر کسيکه توسط کار يا اختراع خود نابود شود ingeniously ازروي استادي، استادانه، ماهرانه