اخطار
معنی انگلیسی
alarm caveat notice warning
واژههای انگلیسی با این معنی
- monition اخطار، تهديد، آگاهي
- denouncement اخطار، اگاهي، تهديد
- notification اخطار، تذکر، آگاهي
- tip off اخطار، اطلاع نهاني.
- annuncing اخطار دادن، هشدار دادن، خبر کردن
- monitory اخطار آميز، اندرز آميز
- premonition اخطار پيشي، اخطار قبلي
- warning sign علامت اخطار، علامت احضار
- notifiable اخطار کردني، تذکر دادني
- warner اخطار کننده، هشدارگر.
- notifier اخطار کننده
- caveat subscriptor اخطار به عضو، اخطار به مشترک، مسئوليت به عهده عضو ميباشد
- short notice اخطار کم مدت
- caveat venditor اخطار به فروشنده، ملتفت بودن فروشنده، يعني فروشنده مسئول معايب کالاي فروخته شده
- premonitory متضمن اخطار قبلي، از پيش خبر دهنده
- forewarn از پيش اخطار کردن
- notify someone به کسي اخطار کردن
- premonitor از پيش اخطار کننده
- serve notice on اخطار کتبي دادن به
- warning line خط اخطار (شمشيربازي)
- light strike اعتصاب با اخطار کم مدت، اعتصاب برقي
- till further notice تا اخطار دوم باره يا ثانوي
- caveat emptor اخطار به خريدار (ملتفت بودن خريدار)، يعني خريدار خود مسئول بازرسي کالائي که، مي خرد مي باشد
- alarm اگاهي ازخطر، اخطار، هراس