اداره کننده معنی انگلیسی administrator manager running واژههای انگلیسی با این معنی administrant اداره کننده، مجري، اجرايي manager مدير، اداره کننده، رئيس managerially مدير، اداره کننده، رئيس homemaker خانه دار، اداره کننده خانه . gerent مدير، حاکم، اداره کننده director مدير، رئيس، اداره کننده managerial مديرانه، رياست، مدير