homemaker
UKhɔmmeikər
US'həum'meıkə
معنی فارسی
خانه دار، اداره کننده خانه .
معنی کامل و مثالها
/hōm´mā´kǝr/n.
● کدبانو، خانهدار
my mother was a great homemaker
مادرم خانهدار فوقالعادهای بود.