ادامه معنی انگلیسی continuance continuation elongation proceeding resumption sequel واژههای انگلیسی با این معنی continuation ادامه، مدوامت، تعقيب continuation line خط ادامه discontinuance عدم ادامه، ترک، دست کشي discontinuation عدم ادامه، ترک، دست کشي bring on ادامه دادن، جلورفتن، وادار به عمل کردن run on ادامه دادن، بتفصيل بيان کردن، بدون وقفه . continuation card کارت ادامه discontinue ادامه ندادن، بس کردن، موقوف کردن continuative ادامه دهنده، موجب ادامه، حاکي ازادامه carry on ادامه دادن. continuable ادامه دادني continue statement حکم ادامه . contd مخفف: ادامه يافته shorthanded ادامه با بازيگر کمتر follow-through ادامه حرکت پس از ضربه time-in ادامه بازي پس از توقف hold over به تصرف ملک ادامه دادن، ادامه دادن، باقي ماندن discounting match ادامه ندادن به مسابقه کشتي inability to box ناتوان از ادامه دادن (بوکس) border break ادامه محوطه نقشه تا حاشيه آن، ادامه دادن اطلاعات نقشه تا حاشيه آن pull off باوجود مشکلات بکارخود ادامه دادن، مقاومت کردن، نيروي کشش برقي. continue port/starboard چرخش به سمت چپ يا راست را ادامه دهيد، (رهگيري هوايي) wheel sucker دوچرخه سوار ماهر در ادامه مسير پشت سر، نفر ديگري براي کاستن از فشار هوا after-pressure احساس ادامه فشار بعد از رفع عامل فشار