ادغام معنی انگلیسی amalgamation coalescence coalition consolidation integration marriage merger واژههای انگلیسی با این معنی amalgametion ادغام، ترکيب چند شرکت affrication ادغام، سرقت. horizontal integration ادغام افقي، تمرکز افقي mail merge ادغام پستي vertical integration ادغام عمودي vertical merger ادغام عمودي diphthongization ادغام اصوات. pooling ادغام (در آمار) merge sort ادغام و جور کردن sort merge جور کردن و ادغام. umlaut ادغام دو حرف صدادار، اوملات، واک آميخت consolidate goods کالاها را ادغام کردن crasis ادغام (دردستوريوناني) synalepha ادغام دويا چند حرف صدا دار، هم اميز. synaloepha ادغام دو يا چند حرف صدا دار، هم اميز. ain't صورت ادغام شده ء are not وis not business combination ادغام دو يا چند موسسه در يکي از آن، موسسات time-division multiplexing ادغام چند دسته بيت با نرخ هاي بيت کم تر، به يک سيگنال ترکيبي به منظور انتقال از، درون کانال ارتباطي affricate انسدادي - سايشي (در زبان شناسي)، ادغام، ادغام صوتي. sectoral integation يکپارچگي بخشي، ادغام بخشي optimal merge tree نمايش درختي يک ترتيب که در آن رشته ها، قرار است در هم ادغام گردند تا اينکه، حداقل تعداد عمليات رخ دهد word star يک برنامه پردازش کلمه مشهور که شامل، هجي کردن کلمات و ويژگي ادغام پستي است integeration يکپارچگي، تماميت، همبستگي contraction انقباض، جمع شدگي، اختصار