ارباب معنی انگلیسی boss landlord landowner lord master mistress seignior swami واژههای انگلیسی با این معنی patroon ارباب، زمين داري که از دولت هلند قباله گرفته بود baas ارباب، آقا bwana ارباب، آقا squirish ارباب وار، سلحشور وار، شبيه حامي زن. artistans ارباب حرف، افزار مندان، صنعتگران mansion house خانه ارباب، خانه صاحب تيول، عمارت clientage ارباب رجوع، مشتريان، پيروان clientele ارباب رجوع، مشتريان، پيروان seigneurial ارباب وار. newspeople ارباب جرايد، روزنامه داران و روزنامه نگاران manorialism ارباب منشي. master slave ارباب و برده . theogony نسب نامه ارباب انواع bossism استيلاي رئيس يا ارباب manor house خانه ارباب يا صاحب تيول taille ماليات پراختي به شاه يا ارباب armorbearer کسي که زره ارباب خود را حمل ميکرد، زره بر، جنگ افزاردار attornment قبول و شناسايي موجر يا ارباب تازه burgage روش کرايه ي خانه يا زمين از ارباب در مقابل، اجاره ي ساليانه، روش گرفتن خانه و زمين boss رئيس کارفرما، ارباب، برجسته squire ملاک عمده، ارباب، آقا master آقا، ارباب، استاد lord آقا، ارباب، لرد overlord صاحب تيول عمده، ارباب، اختياردار