ارثی معنی انگلیسی hereditary lineal patrimonial واژههای انگلیسی با این معنی genotype سنخ ارثي geneticism ارثي نگري hereditarianism ارثي نگري genetic endowment ساز و برگ ارثي، موهبت ارثي genomotives انگيزه هاي ارثي amphiploid داراي حداقل کرموزوم ارثي. legitimism هواخواه سلطنت ارثي ومشروع. dysgenic مضر براي صفات وخصوصيات ارثي، معلول. recombinant موجود داراي صفات ارثي متشکل جديد. legitimist هواخواه اصول سلطنت با حق مشروع يا ارثي inviable عاجز از ادامه بقا در اثر ساختمان نژادي و ارثي. sex linked واقع در کروموزم جنسي، ارثي، وابسته به جنسيت. congenital مادرزاد، ارثي، ذاتي indwelling مادرزاد، ارثي، ذاتي patrimonial موروثي، ارثي coparcenery شراکت درارث، هم ارثي، هم ميراثي parcenary شراکت درارث، هم ارثي، هم ميراثي hereditary موروثي، موروث، ارثي legacies ميراث، ترکه، ارثي که بوصيت رسيده باشد legacy ميراث، ترکه، ارثي که بوصيت رسيده باشد