ارجاع معنی انگلیسی assignment cross-reference reference referral واژههای انگلیسی با این معنی cell reference ارجاع سل duty assignment ارجاع شغل، واگذار کردن وظيفه، گماردن به خدمت self reference خود ارجاع. circular reference ارجاع چرخشي external reperence ارجاع خارجي. backward reference ارجاع به عقب. forward reference ارجاع به جلو. global reference ارجاع سراسري. mixed cell refernce ارجاع سل ترکيبي cross reference table جدول ارجاع متقابل relative cell reference ارجاع سل رابطه اي call by reference فراخواني با ارجاع. recommitment ارجاع بکميسيون پارلماني recommittal ارجاع بکميسيون پارلماني self addressed ادرس دار (جهت ارجاع به فرستنده). typecast ارجاع کردن نقشهاي مشابه به هنرپيشه ي، بخصوص recommit دوباره بکميسيون (پارلماني) ارجاع کردن anaphora تکرار يک يا چند عبارت متوالي.، ارجاع external reference مرجع خارجي، ارجاع خارجي commit مرتکب شدن، سپردن، ارجاع کردن procedendo حکم پادشاه در مورد تسريع دادرسي به، قاضي يي که صدور راي را به تاخير انداخته، است XFCN حروف اختصاري external function (تابع خارجي)، يک، منبع کد خارجي است که پس از اجراي کامل assign حواله کردن، واگذار کردن، محول کردن