از حال
معنی انگلیسی
now
واژههای انگلیسی با این معنی
- workfile يک کپي موقت از برنامه يي که در حال، ويرايش است
- virtual inertia قسمتي از نيروي اينرسي که روي جسم در حال، نوسان اثر ميکند
- stoppage in transitu حق استرداد جنس فروخته شده براي بايع، حق امتناع از تسليم مال التجاره در حال، حمل
- gadarene از سر حلق اويز، در مخاطره .، سريع و خودسر
- diminishing utility قانون تقليل تمايل به مصرف، اصل فايده نزولي، اصل تقليل تمايل به مصرف در آينده در اثر
- zonk ضربه زدن، کتک زدن، کوفتن
- ANSI/SPARC سرنام American National Standards، Institute/Standards Planning And Requirements، Committee
- enclave economices اقتصادهاي محاط (جزيره اي)، اقتصادهائي، که عمدتا در کشورهاي در حال توسعه وجود
- voluntary manslaughter قتل غير عمد با سوء نيت نسبي، عبارت از حالتي است که قاتل در اثر غلبه، هيجان و غليان احساسات مرتکب قتلي شود
- technical foul خطاي فني، بازي با توپ واترپولو در حال، ايستادن کف استخر
- nuncupative will وصيت شفاهي، وصيتي که ابتدا در حضور عده اي از شهود، اعلام و متعاقبا" نوشته مي شود
- picketings اعضاي اتحاديه کارگري که در حال اعتصاب، خارج از محل کار خود جمع مي شوند تا، ديگران را نيز به اعتصاب وادارند و نيز
- altitude sickness حال به هم خوردگي در اثر ارتفاع هواپيما، مرض ناشي از زياد شدن ارتفاع هواپيما، کسالت در اثر ارتفاع زياد
- proof of debt دليل طلب، سندي که از طرف بستانکار شخص ورشکسته يا، متوفي يا شرکت در حال تصفيه ارائه مي شود
- stream takeoff حالت موجي هواپيماها در حال برخاستن پشت، سر هم، پرواز از روي باند به صورت موج پشت سر هم
- ground-adjustable propeller ملخي که گام آنرا تنها از خارج و روي، زمين ميتوان تغيير داد و نه در حال پرواز
- nauseate حال تهوع دادن، متنفر ساختن، بيرغبت کردن
- nauseatingly حال تهوع دادن، متنفر ساختن، بيرغبت کردن
- nauseation حال تهوع دادن، متنفر ساختن، بيرغبت کردن
- rapture بيخودي، بيخودشدگي از خوشي، وجد
- since چون، چونکه، از انجايي که