since
معنی فارسی
چون چونکه از انجايي که نظر باينکه حال که از وقتي که
معنی کامل و مثالها
/sins/adv., prep., conj.
● از آنگاه، از آن موقع، از آن هنگام (تاکنون)، تاکنون
she arrived Monday and has been here ever since
دوشنبه وارد شد و از آن هنگام تا حالا اینجا بودهاست.
● چندی است که
she was ill last week but has recovered since
هفتهی پیش مریض بود ولی چندی است که خوب شده.
● پیش از این، قبلا، پیشتر، قبل، پیش
they are long since gone
از مدتها پیش رفتهاند.
● (زمان) از
it's a long time since I saw him last
از آخرین باری که او را دیدم مدتها میگذرد.
they have been reading since ten o'clock
از ساعت ده مشغول خواندن بودهاند.
since two hours ago
از دو ساعت پیش
she has gained weight since her marriage
از زمان ازدواجش وزن زیاد کرده است.
● از زمانی که، از وقتی که
I have felt lonely since she left
از وقتی که او رفته احساس تنهایی میکنم.
it is three years since she died
از زمانی که او مرد سه سال گذشته است.
● چون، نظر به اینکه
since you are tired, let's not go
چون خسته هستی بهتر است نرویم.
* since then
از آن هنگام
* since when?
از کی؟، از چه هنگام؟
* since you ask...
چون میپرسی...
مترادفها
I. conjunction
Because, as, considering, seeing that, because that, inasmuch as.
II. adverb
1. Ago, before this.
2. From that time.
III. preposition
After, from the time of, subsequently to.