دیکشنری فارسی

since

UKsins USsıns

معنی فارسی

چون چونکه از انجايي که نظر باينکه حال که از وقتي که

معنی کامل و مثال‌ها

/sins/adv., prep., conj.

از آنگاه، از آن موقع، از آن هنگام (تاکنون)، تاکنون

she arrived Monday and has been here ever since

دوشنبه وارد شد و از آن هنگام تا حالا اینجا بوده‌است.

چندی است که

she was ill last week but has recovered since

هفته‌ی پیش مریض بود ولی چندی است که خوب شده.

پیش از این، قبلا، پیشتر، قبل، پیش

they are long since gone

از مدت‌ها پیش رفته‌اند.

(زمان) از

it's a long time since I saw him last

از آخرین باری که او را دیدم مدت‌ها می‌گذرد.

they have been reading since ten o'clock

از ساعت ده مشغول خواندن بوده‌اند.

since two hours ago

از دو ساعت پیش

she has gained weight since her marriage

از زمان ازدواجش وزن زیاد کرده است.

از زمانی که، از وقتی که

I have felt lonely since she left

از وقتی که او رفته احساس تنهایی می‌کنم.

it is three years since she died

از زمانی که او مرد سه سال گذشته است.

چون، نظر به اینکه

since you are tired, let's not go

چون خسته هستی بهتر است نرویم.

* since then

از آن هنگام

* since when?

از کی‌؟، از چه هنگام‌؟

* since you ask...

چون می‌پرسی...

مترادف‌ها

I. conjunction
Because, as, considering, seeing that, because that, inasmuch as.
II. adverb
1. Ago, before this.
2. From that time.
III. preposition
After, from the time of, subsequently to.

واژه‌های دیگر با معنی «چون»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن