از شمال معنی انگلیسی northerly واژههای انگلیسی با این معنی northeasterly از شمال خاوري، از شمال شرق، شمال شرقي Tonkin نام سابق بخشي از شمال ويتنام، خليج تانکين northwestern شمال غربي.، از شمال غرب، وابسته به شمال غرب ايالات متحده يا کانادا northwestwardly به سوي شمال غرب، از شمال غرب Hindustan کشور پادشاهي هندوستان، بخشي از شمال هند ميان کوه هاي ويندهيا، وهيماليا که زبان هندي در آن رواج دارد Auvergne ناحيه ي اوورن، کوه هاي اوورن که از شمال تا جنوب اين ناحيه، امتداد دارد Fatimid فاطمي، وابسته به فاطميون که بين، ميلادي در مصر و بخشي از شمال افريقا northwesterly به سوي شمال غرب، به طرف شمال باختري، در شمال غرب disunionist جدايي طلب، جدايي گراي، تجزيه طلب kala-azar کالا آزار، بيماري عفوني است که ميزان مرگ و مير ناشي، از آن زياد است اين بيماري در کناره هاي مديترانه