دیکشنری فارسی

Fatimid

معنی فارسی

فاطمي

وابسته به فاطميون که بين

ميلادي در مصر و بخشي از شمال افريقا

حکومتميکردند

معنی کامل و مثال‌ها

/fat´i mid´/adj., n.

● فاطمی (از نسل حضرت فاطمه)

● وابسته به فاطمیون که بین 909 و 1171 میلادی در مصر و بخشی از شمال افریقا حکومت می‌کردند

● حکمران فاطمی (Fatimite هم می‌گویند)

واژه‌های دیگر با معنی «فاطمي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن