از پایه
معنی انگلیسی
fundamentally
واژههای انگلیسی با این معنی
- outclass پايه بلندتر داشتن از، دردسته يا پايه بلندتر بودن از، برتري داشتن از
- basifixed از پايه بهم نزديک شده، متصل در پايه .
- box section leg ساق يا پايه بخشي از جعبه
- lift strut پايه هايي که بار کششي حاصل از ايجاد، نيروي براي بال را متحمل ميشوند
- acropetal تارک سو، تارکرو، رشد از پايه ساقه به بالا
- tour de france مسابقه تور دو فرانس بمسافت 4000 کيلومتر، در 21 روز که دوچرخه سواران از کشورهاي، فرانسه بلژيک اسپانيا ايتاليا آلمان و
- LCD printer [چاپگر LCD]، شکل خلاصه liquid crystal display printer (چاپگر، نمايگشر کريستال مايع)
- PCI local bus [گذر گاه محلي bus]، شکل خلاصه Peripheral Component Interconnect، local bus
- EEPROM با تلفظ ((اي ايپرام))، سرنام عبارت "electrically erasable، " programable read-only memory
- austrian school مکتب اطريشي، اين مکتب نظام فکري مستقلي، است که از ساير مکاتب اقتصادي مجزاست
- gyro ژايرو، ژيروسکوپ، وسيله اي که از اندازه
- trestlework تيرها و پايه هاي چوبي و فلزي زير ساختمان يا، پل.، ساختمان متشکل از چوب بست
- morganatic marriage عروسي يکي از بزرگان بازني که ازطبقات پست که، با شوهرخودهم پايه نميشود
- pontoon حبس کرجي ته پهن که از روي ان عبور کنند، صندوق زير ابي، پايه زير ابي
- leg (از بيخ ران تانوک پنجه ه) ساق پا، پايه، ساقه