استبدادی معنی انگلیسی dictatorial totalitarian واژههای انگلیسی با این معنی dictatorship حکومت استبدادي، ديکتاتوري. monarchy absolute حکومت سلطنتي مطلقه و استبدادي czarism حکومت استبدادي امپراطورهاياقيصران سابق، روسيه czarist حکومت استبدادي امپراطورهاياقيصران سابق، روسيه unconditioned مطلق، استبدادي، مستبد unflawed مطلق، استبدادي، مستبد unmixed مطلق، استبدادي، مستبد despotic rule حکومت مطلقه، حکومت استبدادي totalitarianize تبديل بحکومت يکه تاز کردن، بصورت حکومت مطلقه و استبدادي اداره کردن. autocratic مطلق، مستقل، استبدادي ipso dixit گفته محض، گفته بي دليل، گفته استبدادي absolute مطلق، غير مشروط، مستقل arbitrary اختياري، غل بخواه، ارادي arbitrariness اختياري، غل بخواه، ارادي judgmental اختياري، غل بخواه، ارادي absolutism استبداد، مطلقيت، مطلق گرايي