استر
معنی انگلیسی
mule
واژههای انگلیسی با این معنی
- mule استر، قاطر، قاطر يوزکي
- polyester پلي استر، پوليستر
- interlining استر لفافي، استرتو
- esterify تبديل به استر کردن، استري کردن
- claisen ester condensation تراکم کلايزني استر
- glyceride استر محلول گليسرول
- doublure استر (چرمي) جلدکتاب
- cholate ملح يا استر اسيد کوليک
- toluate ملح يا استر اسيد تلوئيک، تلوات
- valerate ملح يا استر اسيد والريک
- racemate ملح يا استر اسيد راسيميک، ملح راسيميک
- succinate ملح يا استر اسيدسوکسينيک
- tungstate نمک يا استر اسيد تنگستيک
- vanadate ملح يا استر اسيد واناديک
- palmitate ملح يا استر اسيد پالميتيک
- carbamate ملح يا استر مشتق از اسيد کرباميک
- butyrin (شيمي) بوتيرين (استر اسيد بوتيريک)
- arsenite ملح يا استر به دست آمده از اسيد آرسنوس
- hypoblast پرده ء دروني ليفت درخت يا سلول، استر
- endoderm پرده دروني ليف درخت ياسلول، استر
- entoderm پرده دروني ليف يادرخت سلول، استر
- Esther اسم خاص مونث، کتاب استر، استر
- formate فرمات، استر اين اسيد
- astrosphere رجوع شود به centrosphere، استر بدون سنتروسم