اسرائیل
معنی انگلیسی
Israel
واژههای انگلیسی با این معنی
- Samaria اسرائيل، سامره
- israel اسرائيل
- putnam اسرائيل پاتنام
- balm of gilead (حنا) بلسان اسرائيل
- isaias اشعياء نبي اسرائيل.
- israelitish وابسته به (بني) اسرائيل، اسرائيلي
- prophets کتب انبياء بني اسرائيل.
- Ahab نام يکي از سلاطين اسرائيل.
- sabbatic year سال هفتم درهرهفت سال که بني اسرائيل، ....ازادميکردند، سال تعطيل
- sanhedrim سهندرين :دادگاه وشوراي عالي بني اسرائيل، دراورشليم درزمانهاي پيشين
- zionistic (هواخواهي از) اصول تمرکز دادن بني اسرائيل، درفلسطين
- manna من خوراک آسماني که براي بني اسرائيل در بيابان، آماده بود، حلواي قدرت
- anti-semite مخالف نژاد سامي، دشمن بني اسرائيل
- Israeli اسرائيلي، اهل سرزمين اسرائيل، وابسته به کشور و مردم اسرائيل
- Canaan کنعان، سرزمين موعود اسرائيل.
- rabbinist پيرو خاخام هاياعلماي يهود، معتقد به احاديث بني اسرائيل
- zion صهيون، حکومت خدا در ميان بني اسرائيل
- ipai Information Processing Association of، Isreal، انجمن پردازش اطلاعات اسرائيل
- zionist صهيون گرا، صهيونت، صهيوني
- samson خورشيدي، اهل خورشيد، سامسون
- balfour declaration اعلاميه بالفور، منظور نامه اي است که آرتور جيمز بالفور، وزير خارجه بريتانيا به سال 1917 براي لر