اسناد کردن معنی انگلیسی ascribe واژههای انگلیسی با این معنی natarize دفتر اسناد رسمي را اداره کردن، محضر داري کردن، گواهي رسمي کردن. delate متهم کردن، اسناد کردن، چغلي کردن (از) ascribe نسبت دادن، اسناد کردن، حمل کردن (بر) attribute نسبت دادن، اسناد کردن، حمل کردن (بر) attributor نسبت دادن، اسناد کردن، حمل کردن (بر) suspension of vouchers برگرداندن اسناد هزينه، معلق کردن اسناد impute نسبت دادن، بستن، اسناد کردن misapplied بطور غلط، بکار بردن، بيجا اسناد کردن misapplies بطور غلط، بکار بردن، بيجا اسناد کردن misapply بطور غلط، بکار بردن، بيجا اسناد کردن assign حواله کردن، واگذار کردن، محول کردن