اسکله معنی انگلیسی dock quay jetty pier stage wharf واژههای انگلیسی با این معنی pier اسکله، کرپي، موج شکن wharf اسکله، بارانداز، لنگرگاه wharves اسکله، بارانداز، لنگرگاه eolith اسکله سنگي roustabout کارگر اسکله، يا بندر گاه، ولگردي که هرچه پيش آيد مي کند beach capacity ظرفيت اسکله، ظرفيت بارانداز ساحلي berthage عوارض اسکله، حق لنگر اندازي discharging berth اسکله تخليه discharging wharf اسکله تخليه charging berth اسکله بارگيري charging wharf اسکله بارگيري seafront اسکله کنار دريا، مشرف بدريا. beach diagram طرح نمودار اسکله، طرح نمودار بارانداز ساحلي، طرح نمودار قسمت ساحلي leave the jetty جدا شدن از اسکله landing ship dock اسکله فرود آب خاکي cargo whip طناب بوم اسکله (دريايي) navigation head بارانداز کنار اسکله دريايي، محل مبادله بار کشتيها در اسکله save all توربندي بين ناو و اسکله (دريايي) layig up position موضع يا اسکله مخصوص تهيه سرپل ساحلي quayage کليه تاسيسات وابسته بيک اسکله ياديوارساحلي landing-place فرودگاه، اسکله، پاگرد quay بارانداز، اسکله، ديوارساحلي landing-stage فرودگاه، اسکله، بارانداز wharfinger صاحب بارانداز، اسکله دار