اصالت
معنی انگلیسی
authenticity genuineness nobility originality
واژههای انگلیسی با این معنی
- originality اصالت، ابتکار.
- rationalism اصالت عقل، مسلک عقليون، اصول استدلال عقلي در مسائل ديني
- rationalistically اصالت عقل، مسلک عقليون، اصول استدلال عقلي در مسائل ديني
- principle of validity اصالت الصحه
- principle of permissibility اصالت الجواز
- socialism اصالت اجتماع
- sociallistic اصالت اجتماع
- propagandism (اصالت) تبليغ
- rationalist پيرو اصالت عقل، عقلي، عقليون
- textualism اصالت متن يا نص، اهميت دادن به لفظ يا معني ظاهر، انتقاد لفظي
- traditionalism اصالت خبرياحديث، اعتقاد به احاديث واخبار
- revivalism اصالت احيا مذهب، اصول بيداري مذهبي
- institutionalism مکتب اصالت نهاد، نهادگرائي
- physicist کسيکه اعتقاد به اصالت طبيعت دارد، حکيم مادي، فيزيک خوان
- bibliotics بررسي دست نوشته براي تعيين اصالت ان.
- gentry مردمي که ازحيث اصالت يامقام پايين ترازاشراف، باشند، تربيت
- blue blood خون پاک، اصالت
- good-breeding تربيت، اصالت
- spirit lamp عقيده به هستي ونفوذ ارواح، اصالت روح
- spiritism عقيده به هستي ونفوذ ارواح، اصالت روح
- conceptualism مفهومگرايي، اصالت مفهوم، فرايافت گرايي
- unitarianism (عقيده به) توحيد، اصالت تمرکز
- trinitarianism اعتقاد به تثليت، اصالت تثليت
- nobility نجابت، اصالت خانوادگي، طبقه نجبا يا اعيان