اصطلاحی
معنی انگلیسی
idiomatic terminological
واژههای انگلیسی با این معنی
- idiomatic اصطلاحي، داراي ساختمان ويژه، مصطلح برابر با شيوه زبان
- newton-raphson اصطلاحي که به يک رويه محاوره اي بکار، برده شده در حل معادلات اطلاق مي شود
- external good order اصطلاحي در حمل و نقل که دال بر وضعيت، ظاهري مناسب کالاي مورد حمل مي باشد
- go to sleep اصطلاحي براي توقف کاميپوتر يا عدم امکان، انجام عملي توسط کامپيوتر به دليل گرفتار، شدن در يک حلقه نامحدود
- colloquialism واژه يا اصطلاحي که درگفتگوبکاربرده ميشود، وبس، زبان محاوره
- CMI سرنام " "computer-managed instruction و اصطلاحي، است براي هر نوع آموزشي که در آن از کامپيوترها به عنوان، ابزارهاي آموزشي استفاده ميشود. نيز نگاه کنيد به CAI
- technological وابسته به علوم فني، اصطلاحي
- cob web theorem قضيه تار عنکبوتي، اصطلاحي است که براي، نوسانهاي دوره اي
- iron-curtain پرده آهنين، اصطلاحي که براي بيان حالت پوشيدگي و، عدم ارتباطي که دول بلوک شرق پس از جنگ
- democratic comiteism سيستم کميته اي دمکراتيک، اصطلاحي است که لنين و تروتسکي و ساير، نويسندگان کمونيست براي کميسيون بازيهاي
- dictatorship of proletariat خودکامگي کارگري (ديکتاتوري پرولتاريا)، اصطلاحي است که بوسيله کارل مارکس براي، توصيف مرحله اي از سوسياليسم بکار برده
- technical فني، صنعتي، اصطلاحي
- c.p.m. = counts per minute، تعداد در دقيقه، اصطلاحي است که جهت تعداد ذرات
- caveatemptor به معني " بگذار مشتري حذر کند يا بگذار، مشتري مواظب باشد "، اصطلاحي است که متضمن بيان حق مشتري در