اطلاق
معنی انگلیسی
application generalization
واژههای انگلیسی با این معنی
- absoluteness اطلاق، مطلقيت، استبداد
- superpurgation (طب) اطلاق، بي اندازه از کار کردن
- general verdict تصميم به وجه اطلاق
- generalization تعميم، اطلاق، نتيجه عمومي
- positivity مثبت بودن، اطلاق، يقين
- applicatory قابل اجراء، قابل اطلاق، مناسب
- newton-raphson اصطلاحي که به يک رويه محاوره اي بکار، برده شده در حل معادلات اطلاق مي شود
- unit emplaning در عمليات حمل و نقل هوايي به طرح ريزي و، سازمان دادن يکان براي حمل و نقل اطلاق، مي شود
- gram-positive گرم مثبت، به دسته اي از باکتريها اطلاق ميشود که رنگ، گرم را بخود ميگيرند
- predication اسناد، اخبار، اطلاق
- predicable اسناد کردني، قابل اسناد، اطلاق کردني
- offensive weapon سلاح تهاجمي، سلاح خطرناک، در CL به هر نوع وسيله اي اطلاق مي شود که
- ashkenazim اشکنازي، عنوان يهوديان آلماني که در، مقابل سفارادي که به يهوديان اسپانيا و
- relatives منسوبين، در CL به جد و جده، برادر
- tenant by sufference متصرف با رضايت ضمني مالک، هر گاه کسي ملکي را با عنوان و سمت، قانوني در تصرف داشته باشد و پس از زوال
- Bact. = Bacterium، باکتري، موجود ريز بيني بدون اسپور يا ميکرب غير
- ISA با تلفظ ((آي سا))، حروف اختصاري Industry Standard، Architecture و طرح غير رسمي گذرگاه (bus) آي بي ام
- big five پنج بانک معتبر انگلستان يعني بانکهاي، ميدلند، لويدز
- LCD printer [چاپگر LCD]، شکل خلاصه liquid crystal display printer (چاپگر، نمايگشر کريستال مايع)