اعتباری
معنی انگلیسی
trust
واژههای انگلیسی با این معنی
- discredit بي اعتباري، بدنامي، ترديد
- invalidity بي اعتباري، عدم اعتبار، پوچي
- disesteem بي اعتباري، بي اهميتي، کم گرفتن
- fiduciary currency پول اعتباري، پول کاغذي
- f.currency پول اعتباري، پول کاغذ
- credit money پول اعتباري
- reputed owner مالک اعتباري، در CL تاجر ورشکسته مالک اعتباري کليه، اموالي که در تصرف دارد تلقي مي شود ولو
- contructive larcency سرقت اعتباري، مقصود سرقتي است که از مجموعه اعمال يک، عده يا يک فرد ناشي شود در حالتي که
- credit card کارت اعتباري
- credit system نظام اعتباري
- credit tightness کمبود اعتباري، انقباض اعتباري
- credit instrument اسناد اعتباري، ابزار اعتباري
- credit institution موسسه اعتباري
- credit market بازار اعتباري
- prestige suggestion تلقين اعتباري
- credit facilities تسهيلات اعتباري
- credit rationing جيره بندي اعتباري
- fiduciary issue اسکناسهاي اعتباري
- constructive fraud کلاهبرداري اعتباري، منظور عملي است که به اعتبار قانون خاص، عنوان کلاهبرداري بافته و از اين نظر از
- grant a credit اعتباري را اعطا کردن
- face value بهاي اعتباري بهاي اسمي
- nullity بطلا ن، بي اعتباري، نيستي
- disfavor از نظر افتادگي، بي اعتباري، مغضوبيت.
- disfavour ازنظرافتادگي، بي اعتباري